از سند ملی تا اقدام دانشگاهی؛ نقش دانشگاهها در توسعه هوش مصنوعی ایران
یادداشت علمی ـ تحلیلی : پرویز قربانزاده
از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۶ بیش از ۸۰ کشور سند یا برنامه ملی هوش مصنوعی تصویب کردهاند. وجه مشترک این اسناد، پیوند هوش مصنوعی با رقابتپذیری اقتصادی، امنیت فناورانه و کیفیت خدمات عمومی است. وجه افتراق آنها، نحوه توزیع نقش میان دولت، بخش خصوصی و نهادهای آموزش عالی است. در ایران، «سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران» در جلسه ۹۰۱ مورخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب و با شماره 7816/1403 ابلاغ شد. چشمانداز سند، قرار گرفتن کشور تا افق ۱۴۱۲ در جمع ده کشور پیشرو، با اتکا به توانمندی ملی و ارزشهای اسلامی است. نخستین هدف کلان، «توسعه و تربیت سرمایه انسانی متخصص، ماهر و متعهد» است و «آموزش و پژوهش» یکی از هفت حوزه راهبردها و اقدامات ملی و نیز یکی از قلمروهای اولویتدار بهکارگیری هوش مصنوعی است. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از مخاطبان رسمی ابلاغ سند است. پرسش مهم آن است که دانشگاهها چگونه میتوانند اهداف کلان این سند را به برنامههای عملیاتی و دستاوردهای ملموس علمی و فناورانه تبدیل کنند؟

تجربه جهانی چه میگوید؟
بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که توسعه هوش مصنوعی، علاوه بر تدوین راهبردهای ملی، به سرمایهگذاری هدفمند، تقویت دانشگاهها، توسعه زیرساختهای محاسباتی و ایجاد پیوند میان پژوهش و صنعت نیاز دارد. در بریتانیا، برنامه اقدام فرصتهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ بر توسعه زیرساختهای محاسباتی، تربیت نیروی انسانی متخصص و گسترش کاربردهای اقتصادی این فناوری تأکید کرد. اتحادیه اروپا نیز با معرفی برنامه «قاره هوش مصنوعی» در سال ۲۰۲۵، توسعه زیرساختهای محاسباتی، دسترسی به داده، تقویت مهارتها و حمایت از پژوهش و نوآوری را در اولویت قرار داد. در سنگاپور، راهبرد ملی هوش مصنوعی ۲.۰ بر هماهنگی میان دولت، دانشگاهها، صنعت و جامعه و استفاده عملی از هوش مصنوعی برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی متمرکز است. عربستان سعودی نیز با بهرهگیری از سازمان داده و هوش مصنوعی این کشور و اجرای راهبرد ملی داده و هوش مصنوعی، توسعه سرمایه انسانی، جذب سرمایهگذاری و شکلگیری زیستبوم فناوری را دنبال میکند. در چین، ابتکار «ای آی پلاس» با هدف گسترش کاربرد هوش مصنوعی در صنایع و بخشهای مختلف جامعه، بر پیوند فناوری با تحول اقتصادی و صنعتی تأکید دارد. در کنار این رویکردهای ملی، یونسکو با توصیهنامه اخلاق هوش مصنوعی، بر ضرورت توجه به شفافیت، عدالت، حریم خصوصی، حقوق انسانی و نظارت مسئولانه بر سامانههای هوشمند تأکید کرده است. با وجود تفاوت در ساختارها و اولویتهای این کشورها، وجه مشترک تجربه آنها این است که سیاستگذاری ملی باید با ظرفیت اجرایی، نیروی انسانی توانمند، زیرساخت مناسب و پروژههای کاربردی همراه شود. دانشگاهها در این میان نقشی اساسی دارند؛ زیرا میتوانند علاوه بر تربیت متخصصان و تولید دانش، زمینه انتقال فناوری به صنعت، توسعه محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی و حل مسائل واقعی جامعه را فراهم کنند. از این منظر، ایجاد و تقویت مراکزی تخصصی مانند مرکز توسعه هوش مصنوعی کاربردی و تحول دیجیتال دانشگاه صنعتی ارومیه میتواند زمینه پیوند میان ظرفیت علمی دانشگاه و نیازهای فناورانه منطقه و کشور را فراهم سازد. چنین مراکزی، با تعریف پروژههای مشترک با صنایع و دستگاههای اجرایی، توسعه آموزشهای مهارتمحور و حمایت از ایدههای نوآورانه، میتوانند در تبدیل اهداف کلان توسعه هوش مصنوعی به دستاوردهای عملی نقشآفرینی کنند و به تحقق مؤثرتر اولویتهای ملی این حوزه یاری رسانند.
دانشگاهها چه مسئولیتهایی دارند؟
با توجه به جهتگیریهای سند ملی هوش مصنوعی ایران و تجربههای بینالمللی، میتوان پنج اولویت را برای نقشآفرینی دانشگاهها پیشنهاد کرد.
- تربیت سرمایه انسانی متناسب با نیازهای آینده
دانشگاهها باید ضمن بهروزرسانی برنامههای آموزشی، مهارتهای تخصصی در حوزههایی مانند یادگیری ماشین، مهندسی داده، رباتیک و سامانههای هوشمند را توسعه دهند. آموزش عملی، پروژههای کاربردی و همکاری میان رشتههای مختلف نیز باید جایگاه پررنگتری در این فرایند داشته باشند. افزون بر دانشجویان، آموزش مستمر و بازآموزی شاغلان نیز برای سازگاری نیروی کار با تحولات هوش مصنوعی ضروری است.
- هدایت پژوهشها به سوی مسائل واقعی کشور
پژوهش دانشگاهی زمانی میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد که در کنار توسعه دانش بنیادی، به مسائل واقعی صنعت و جامعه نیز پاسخ دهد. تعریف پروژههای مشترک با صنایع و دستگاههای اجرایی در حوزههایی مانند انرژی، کشاورزی، سلامت و تولید صنعتی میتواند زمینه توسعه راهکارهای بومی و کاربردی را فراهم کند.
- تقویت پیوند دانشگاه و صنعت
توسعه آزمایشگاههای مشترک، حمایت از تیمهای فناور، ایجاد فرصتهای کارآموزی و کمک به تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی، از مسیرهای تبدیل دانش دانشگاهی به ارزش اقتصادی و اجتماعی است. در این رویکرد، موفقیت دانشگاه صرفاً با تعداد مقالات سنجیده نمیشود؛ بلکه کیفیت پژوهش، قابلیت استفاده از نتایج و میزان مشارکت در حل مسائل نیز اهمیت دارد.
- توسعه زیرساختهای علمی و محاسباتی
پژوهش مؤثر در هوش مصنوعی به دسترسی مناسب به توان محاسباتی، دادههای معتبر، ابزارهای نرمافزاری و محیطهای آزمایشگاهی نیاز دارد. همکاری بیندانشگاهی و استفاده مشترک از زیرساختها میتواند بهرهوری منابع را افزایش دهد و فرصتهای پژوهشی بیشتری برای دانشگاههای برخوردار از امکانات محدود فراهم سازد.
- توجه به هوش مصنوعی مسئولانه
دانشگاهها علاوه بر توسعه توان فنی، باید به امنیت و محرمانگی دادهها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، حریم خصوصی و پیامدهای اجتماعی هوش مصنوعی توجه کنند. تربیت متخصصانی که در کنار مهارت فنی، نسبت به مسئولیتهای حرفهای و اجتماعی خود آگاه باشند، از الزامات توسعه پایدار این فناوری است.
فرصت دانشگاههای صنعتی در کشور
دانشگاههای صنعتی به دلیل ارتباط مستقیم با رشتههای مهندسی و مسائل فنی و تولیدی، ظرفیت ویژهای برای پیوند دادن آموزش، پژوهش و کاربردهای صنعتی هوش مصنوعی دارند. دانشگاه صنعتی ارومیه نیز میتواند با بهرهگیری از ظرفیت اعضای هیئت علمی، دانشجویان، آزمایشگاهها و همکاریهای بینبخشی، و بخصوص از ظرفیت مرکز جدیدالتاسیس توسعه هوش مصنوعی کاربردی و تحول دیجیتال در توسعه راهکارهای هوشمند متناسب با نیازهای صنعتی و منطقهای نقشآفرینی کند. در این مسیر، تعریف پروژههای مشترک با صنایع، توسعه دورههای مهارتمحور، حمایت از ایدههای فناورانه دانشجویان و فراهم کردن دسترسی پژوهشگران به زیرساختهای محاسباتی میتواند از محورهای عملیاتی قابل بررسی باشد. این اقدامات زمانی اثربخشتر خواهند بود که بر اساس نیازسنجی واقعی، اولویتهای مشخص و شاخصهای قابل ارزیابی طراحی شوند. همچنین، تدوین برنامه دانشگاهی هوش مصنوعی با اهداف زمانبندیشده و تعیین شاخصهایی مانند تعداد پروژههای مشترک، محصولات توسعهیافته، دورههای آموزشی اثربخش و دستاوردهای پژوهشی قابل استفاده، میتواند ارزیابی پیشرفت را تسهیل کند.
از سیاستگذاری تا تحقق اهداف
سند ملی هوش مصنوعی زمانی به نتایج ملموس منجر خواهد شد که اهداف کلان آن با مسئولیتهای روشن، منابع متناسب و سازوکارهای ارزیابی همراه شوند. در این فرایند، دانشگاهها باید نهتنها مجری برنامههای آموزشی، بلکه شریک فعال توسعه علمی، فناورانه و اقتصادی کشور باشند. تجربههای بینالمللی نشان میدهد که توسعه پایدار هوش مصنوعی به ترکیب سه ظرفیت وابسته است: دانش تخصصی، توان حل مسئله و قابلیت تبدیل دانش به کاربرد. دانشگاهها با پیوند دادن این سه ظرفیت میتوانند در تربیت نیروی انسانی توانمند، تقویت نوآوری و پاسخگویی به نیازهای جامعه نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
بنابراین، مسئله اصلی برای دانشگاههای ایران صرفاً گسترش آموزش هوش مصنوعی نیست؛ بلکه ایجاد پیوندی مؤثر میان سیاست ملی، مأموریت دانشگاهی و نیازهای واقعی کشور است. حرکت از سند به اقدام، از آموزش به مهارت و از پژوهش به کاربرد، میتواند مسیر مؤثرتری برای بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهها در توسعه هوش مصنوعی ایران فراهم سازد.